اتفاقی ک هیچ وقت یادم نمیره
ترس و وحشت اون لحظه
گریه های اون لحظرو هیچوقت یادم نمیره...
دوییدن و سکندری خوردن و دوباره دوییدن و اشک ریختن
تنها دستوری ک از مغزم میگرفتم همین بود:بدو بدو تا میتونی بدو
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه
حق طبیعیه توعه ک بخوای تو اتاقت درس بخونی
و بابتش بخوای ساکت باشن
پس ب قول سحر: خوب ب درک خوب ب درک
+اگه بگی معذرت میخوام و ببخشید و هر کوفت دیگه ای میکشمت...
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه
(دیر رسونده بودن بیمار رو و گلدن تایم از دست رفته بود و مرگ مغزی شده بود)
ساعت:2:52 AM روز پنجشنبه
هشتم آذر 97
+عنوان هرچیزی میتونه باشه هر چیزی
+ی حالیم ی حال عجیب
+مث "متاسفم هرکاری از دستمون برمی اومد انجام دادیم ولی .... "تو فیلما
+صدای ناله های همراه بیمار
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه
روز بعدش کلا خوابی شبشم کپیدنت نمیاد هرچند میخوای صب زود پاشی بری کتابخونه بیمارستان و دو هفته ای ک نتونستی بدرسی رو جبران کنی
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه
کثافت عوضی دوهزاری (مشاور )
+بی ادبیجات
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه
برچسب:
نویسنده: نیکی دادخواه